تبليغاتX
راه آهن تا تجریش

راه آهن تا تجریش
خیابان" ولی عصر " 
قالب وبلاگ
نمی خواستم اوقاتم را بیخود تلخ کنم و در مورد این جوانی که آیات عظام و مراجع تقلید عزیزمان حکم ارتدادش را صادر کردند چیزی بنویسم و شاید نمی خواستم اشاعه فحشا کنم اما حالا آنها که باید بدانند می دانند و تشییع شده  جنازه ی این فاحشه ای که ترس داشت به زبان آوردنش و بیشتر خجالت .

چند روز پیش مصاحبه ی این...پناه می برم به خدا از فحشهایی که در گلویم گیر کرد و ننوشتم این جوان مرتد را در بی بیسی نگاه می کردم گفت :"من توهین نکردم من خودم اعتقادات مذهبی دارم ،پدرم اعتقادات مذهبی دارد و خانواده ما فلانند و بهمان"

دیدم این حرفها چقدر شبیه حرفهایی است که شاید در کلاس و دانشکده بشنویم ،وقتی دوستی را نهی می کنیم از اینکه شوخی بد بکند ،العیاذ بالله جوک در مورد ائمه بگوید وامثالهم 

خلاصه می خواستم بگویم شاهین نجفی یک شبه شاهین نجفی نشد که توهین هایش یک دفعه به ائمه برسد،از چیز شروع کرد و حالا....لااله الا الله

و همه باید پناه ببریم به خدا ان شالله که هرچه سریعتر این ملعون هتاک به ارزشهای چند صد میلیون مسلمان اعدام می شود،اگرچه همه می دانند که نور خدا و ائمه خاموش نمی شود ،"یریدون لیطفوا نور الله باافواههم ولکن الله متمّ نوره و لو کره الکافرون!"

[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 5:22 ] [ کسری ]

من تشنه ی محبت زیبای مادرم/من بیمه ی دعای سحر های مادرم

[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 13:7 ] [ کسری ]
  مثل اینکه باید پست جدیدی بگذرام اما فاطمیه هنوز ادامه دارد و من خجالت می کشم در روزهای گریه حسنین و در روزهای مصیبت زینب ،قصه دیگری بنویسم.

چه کسی فکر می کرد ،پیامبر که از دنیا  رفت ...

یاز هرا

.                                                                                                                             ..........................                         

مادر هرکاری کند ،بچه ها یاد می گیرند ،مثلا اگر شهید شود...

[ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 19:42 ] [ کسری ]
مردم شهر به هم مي گویند /اهل یک خانه نشستند به آه

ویکی حرفش را  نفس تنگش را/ می برد خارج شهر می برد داخل چاه 

مردم شهر خبر دار شدند/ در و دیوار غریب ،در و دیوار سیاه


[ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 23:39 ] [ کسری ]
  تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته‌ام دوست می‌دارم
برای خاطر عطر گسترده بیکران و برای خاطر عطر نان گرم
برای خاطر برفی که آب می شود،برای خاطر نخستین گل
برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمی‌رماندشان
تو را برای خاطر دوست داشتن دوست می‌دارم
تو را به جای همه زنانی که دوست نمی دارم دوست می دارم.

جز تو ، که مرا منعکس تواند کرد؟من خود،خویشتن را بس اندک می‌بینم.

بی تو جز گستره بی کرانه نمی بینم
میان گذشته و امروز.
از جدار آینهَ خویش گذشتن نتوانستم
می‌بایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم
راست از آنگونه که لغت به لغت از یادش می‌برند.

تو را دوست می دارم برای خاطر فرزانگیت که از آن من نیست
تو را برای خاطر سلامت
به رغم همه آن چیزها که به جز وهمی نیست دوست می‌دارم
برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی‌دارم
تو می پنداری که شکی ،حال آنکه به جز دلیلی نیستی
تو همان آفتاب بزرگی که در سر من بالا می‌رود
بدان هنگام که از خویشتن در اطمینانم.
[ دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ] [ 23:50 ] [ کسری ]
به سلمان گفتند ریش تو با ارزش تر است یا دم سگ

سلمان گفت :هرکدام که از پل صراط بگذرد.

 

[ جمعه یازدهم فروردین 1391 ] [ 1:23 ] [ کسری ]

این روزها شهر شلوغ است

هیچ چیز برای من خسته کننده تر از شهر شلوغ نیست.

انگار همه دنیا این روزها در تهران جمع شده اند

پناه می برم به شهری که نه تمام دنیا که تمام خوبیهای دنیا را در خود جمع کرده است.

پناه می برم به شهدا

 

[ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 ] [ 14:42 ] [ کسری ]
چشم دارم و خوابم نمی برد

مجنون شده ام 

دروغ بامن اینگونه نمی کند 

تو راست می گویی که :

"دوستت دارم"

راستی نوروز هم نزدیک است

پ.ن:من متاسفانه توفیق کمک کردن به مادر و خانه تکانی و شستن فرشها را ندارم . به خاطر همین از مادر و پدر و اعضای دیگر خانواده که جور مرا می کشند عذر می خواهم.مادرم می گوید :"همیشه هروقت کارت داریم ،نیستی"


[ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ 21:39 ] [ کسری ]
 آری، دیروز روز امتحان الهی بود كه گذشت و فردا امتحان دیگری است كه پیش می آید و همه ما نیز روز محاسبه بزرگتری را در پیش رو داریم. آنهایی كه در این چند سال مبارزه و جنگ به هر دلیلی از ادای این تكلیف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و دیگران را از آتش حادثه دور كرده اند مطمئن باشند كه از معامله با خدا طفره رفته اند، و خسارت و زیان و ضرر بزرگی كرده اند كه حسرت آن را در روز واپسین و در محاسبه حق خواهند كشید. پیام امام به مناسبت قبول قطعنامه  (متن کامل

دیروز وقتی از انتخابات برگشتم حس می کردم از یک عملیات برمی گردم ،فقط به جای اینکه ترکش خورده باشم،بی آبی کشیده باشم ،سر و روم خاکی شده باشه ،انگشتم و فقط انگشتم جوهری شده،

امروز برای جنگ لازم نیست کوله پشتی و قمقمه و اسلحه داشت،دل به دریا باید زد.

کاش مسولین وسیاسیون می فهمیدن چقدر مردم خوبی داریم.

خوشا به حال شما ملت(نامه تشکر اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاههای کشور از مردم)

 

[ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ 17:37 ] [ کسری ]

واقعا باید خدارو شکر کرد که توی این بلبشوی انتخابات و تولد هرروزه گروهها و احزاب با تاریخ انقضای یک هفته ای،توی این شلوغی بیخود و بی جهت تهران،توی این گرونی بازارو کاسبی آقایون ...،طبیعی ترین اتفاق دنیا داره می افته و همون بارون و برف ( البته نه به همون کیفیت)که روز ازل ممکن سر آدم و حوا باریده باشه داره سر ملت سرازیر می شه ،همون بارون و برفی که یه ذره باشدت بیشتر عذاب نوح و چند تا پیامبر دیگه بوده ،همون بارونی که توی زمان هخامنشیان می باریده ،همون بارون و برفی که در خلال جنگ جهانی اول و دوم و این همه جنگهای دیگه می باریده یا بارون سالهای گذشته،خلاصه بارون و برف طبیعی ترین اتفاقی که برای من و یه سرباز ساسانی و پسر نوح و سرباز روس تو سرمای اکتبر 1917 و همه این ها افتاده ،می افته و خواهد افتاد

به افتخار باران یک کف مرتب لطفا

[ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ] [ 7:1 ] [ کسری ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

ازخون جوانان وطن لاله دمیده

امکانات وب